مصطفى محقق داماد

78

مباحثى از اصول فقه ( فارسى )

و ادات جمع و مانند اين‌ها براى رساندن عموم استعمال مىشود . مثلا : « إِنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ » « 1 » چنانچه ديده مىشود با آمدن كلمه كلّ ، ترديدى باقى نمىماند كه قدرت خدا ، كه حكم جمله است ، بر كليّه مصاديق شىء سرايت دارد و آن را دربر مىگيرد . در مقرّرات موضوعه نيز مثالهاى فراوانى مىتوان يافت ، مثلا : هيچ سند عادى در مورد مال غير منقول كه قانونا مىبايست به ثبت برسد و نرسيده در محكمه مسموع نيست . « 2 » كلمه هيچ در جمله بالا علامت عموم است . يعنى حكم غير مسموع بودن را بر كليّه مصاديق سند عادى شامل مىسازد . تذكّر اين نكته لازم به نظر مىرسد كه عام ممكن است حالت ايجاب و يا سلب داشته باشد . مثلا وقتى مىگوئيم همهء دانشمندان را احترام كنيد ؛ از سياق و مفهوم جمله پيدا است كه حكم ، ايجابى است و مطابق و متناسب با حكم ، كلمهء عموم نيز ايجاب را مىرساند . ولى در جمله هيچ سند عادى قابل اجرا نيست ؛ حكم ، سلبى و هيچ نيز رسانندهء حالت سلب و نفى است . الف ) تقسيمات عام : عام بر سه قسم است : 1 - عام افرادى يا استغراقى 2 - عام مجموعى 3 - عام بدلى .

--> ( 1 ) قرآن مجيد سوره بقره آيهء 20 ( 2 ) ماده 48 قانون ثبت اسناد و املاك